کانال تلگرام

عضو کانال تلگرام کتاب فارسی شوید

دانلود کتاب قصه ما همین بود

۹ دی ۱۳۹۳
بدون نظر

سال‌ها پیش که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بچه‌ها را پای کرسی جمع می‌کردند و برایشان قصه می‌گفتند، آخر کار نفسی می‌کشیدند و می‌گفتند:

«قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونه‌ش نرسید».
یا می‌گفتند:
«بالا رفتیم هوا بود، پایین آمدیم زمین بود، قصه ما همین بود».

بچه‌ها فکر می‌کردند دیگر قصه‌های قصه‌گو تمام شد؛ ولی دوباره شبی از راه می‌رسید و وقت گفتن قصه‌ای و حکایتی. (بیشتر…)

دانلود کتاب قصه ما همین بود

دانلود کتاب قصه های شیخ اشراق

۶ بهمن ۱۳۹۱
یک نظر

شهاب الدین سهروردی، ملقب به شیخ اشراق، در سال ۵۴۹ هجری قمری، در دهکده سهرورد از قیدار زنجان واقع در ایران زاده شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استاد فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت هوش، وحدت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت. سهروردی، بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رساند. سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف (روشی از سلوک باطنی دینی در عالم اسلام) گشت و دوره های درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید، و چنانچه از گزارش ها برمی آید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود نمود. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگ های صلیبی) دیدار کرد. ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمه الاشراق را به پایان برد … . (بیشتر…)

دانلود کتاب قصه های شیخ اشراق