کانال تلگرام

عضو کانال تلگرام کتاب فارسی شوید

اجرام آسمانی – سحابی ها

۲۰ بهمن ۱۳۹۱
۲ نظر

مقدمه
فضا از کهکشانها، منظومه ها، ستارگان، سیارات و بسیاری اجرام آسمانی دیگر انباشته شده است. عجایب و عظمت آن ها به مراتب از تمامی دیگر پدیده های آفرینش بیشتر است. کهکشان ها و ستارگان و بطور کلی پدیده های آسمانی انبوهی که عجیب و غریب می نماید وجود دارند، که پاره ای از آنها بوسیله دانشمندان شناسایی شده اند. مانند: کوتوله های سفید، ستارگان نوترونی، ستارگان هیپرونی، کوازارها و دنباله دارها و سیاه چاله ها و … .
در فضای قابل رؤیت برای ماده میلیاردها کهکشان جداگانه وجود دارد که بزرگترین آن ها نظیر راه شیری و نزدیکترین کهکشان به نام اندرومیدا یا به قول عبدالرحمن صوفی امراة المسلسله که فاصله آن از ما تقریبا 1.5 میلیون سال نوری و قطر زاویه ای آن 3.5 درجه و قطر خطی اش در حدود 100 هزار سال نوری است و دارای تقریبا یکصد میلیارد ستاره است. هر کهکشان مجموعه ای از میلیاردها ستاره است که بعضی از آن ها از خورشید بزرگتر و بعضی دیگر بطور قابل توجهی کوچکتر.

سحابی ها
هزاران سال قبل اختر شناسان مسلمان یک توده ابر کم نور را در صورت فلکی جبار (شکارچی) مشاهده کردند که بسیار جالب و به سه ستاره روشن کمربند جبار خیلی نزدیک بود. قرن ها بعد که تلسکوپ اختراع شد، اختر شناسان تعداد بیشتری از این توده های مه آلود را در آسمان مشاهده کردند و آن ها را سحابی نامیده اند. این لغت در زبان لاتین به معنی ابر یا Nebula است. در قرن هفدهم و هجدهم، رصد کنندگان آسمان به نور ضعیف که در بین ستارگان دیده می شد سحابی نام نهادند. در سال های اخیر و با تلوسکوپ های بهتری که در دسترس است، ستاره شناسان در یافته اند که برخی از این سحابی ها در واقع خوشه های ستاره ای یا کهکشان های دور دست موجود در فراسوی راه شیری هستند و در چنین مواردی، نام سحابی به غلط مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال واژه «سحابی» هنوز هم بطور وسیع، گر چه با مسامحه، در مورد چنین اجرامی به کار می رود.
با این حال، اجرام پخش شده در بین ستارگان راه شیری، سحابی های واقعی هستند که از تجمع گازها و غبار درخشان و ابر مانند تشکیل شده اند و غالبا دارای شکل نامنظمی هستند. برخی از این سحابی ها اشکال کاملا ویژه ای دارند و بسته به شکل خود اسامی ویژه ای می یابند. مثلا سحابی امریکای جنوبی، سحابی سمحاق و سحابی سه شاخ نمونه هایی از آن ها هستند. سحابی مشهور دیگر، خرچنگ نام دارد. دلیل این نام گذاری، شکل خرچنگ گونه آن هنگام مشاهده با تلسکوپ های قرن نوزدهم بود ولی در عکس های جدیدی که از آن تهیه شده است خیلی به خرچنگ شباهت ندارد.
سحابی ابر وسیع متشکل از غبار و گاز است. گازهایی که آن را تشکیل می دهند فوق العاده رقیق و در دمایی کم هستند. سحابی به علت نور خود نمی تابد بلکه بر اثر نور ستارگان مجاور قابل رؤیت است.
بعضی سحابی های پخشی مشابه ابرهای کومولوس جو زمین هستند. سحابی های دیگر ساختمان رشته ای دارند که ابر های سیروس را تداعی می کنند. همه سحابی ها متلاطم هستند و تمام آن ها در جهات مختلف حرکت می کنند. شوک ها، فشارها و میدان های مغناطیسی می توانند بیانگر علت ساختمان پیچیده سحابی ها باشند.
سحابی ها با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیستند، از این رو مورد توجه ستاره شناسان باستان قرار نگرفتند. تا سال 1781 که اولین فهرست خوشه های ستاره ای و سحابی ها توسط ستاره شناس فرانسوی «مسیه» گردآوری شد، توجهی به سحابی ها نشده بود.
چگالی سحابی ها حدود دو هزار بار بیشتر از چگالی ماده فضایی بین ستاره ای است. چگالی ماده میان ستاره ای بسیار کم و در حدود یک اتم در سانتیمتر مکعب و ده ذره غبار در یک کیلومتر مکعب است. بر این اساس، چگالی مواد در سحابی ها بسیار اندک است. اما چون فاصله میان ستاره ها بسیار زیاد است، همین مقدار بسیار بسیار کم ماده میان ستاره ای قابل توجهی می شود.
در جهان علاوه بر ستاره ها مقادیر زیادی گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بین کهکشان ها پراکنده گردیده است. یعنی چگالی گاز در فضای بین کهکشان ها فقط برابر 20 اتم در هر اینچ مکعب است. سحابیها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رویت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ویژگی آن ها می توان پی برد. بعضی از سحابی ها نیز تاریک بوده و مانع عبور نور ستارگانی که در پشت آن ها قرار دارند می گردند.
سحابی ها در واقع ابرهایی از ذرات گاز و غبار در فضا هستند،که پیرامون هم گرد آمده اند. گازها بطور عمده از هیدروژن و ذرات غبار از کربن و سیلیس تشکیل شده اند. این واژه در لاتین نیز به معنای ابر می باشد.
در سال های گذشته از آنجا که اجرام ژرف آسمان در میان سایر ستارگان به صورت نقاطی تار نمایان می شدند، اختر شناسان برای نامگذاری آن ها از همین واژه تحت عنوان سحابی های فراکهکشانی استفاده می نمودند. اما با گذشت زمان و به یاری تلسکوپ های پیشرفته، مشخص شد که در حقیقت این نقاط مبهم، کهکشان ها هستند (سیستمی متشکل از صد و پنجاه میلیارد ستاره،که حول محور کهکشان در گردشند).
همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، امروزه دانشمندان از واژه سحابی فقط برای نام گذاری، ذرات گاز و غبار استفاده می کنند، سحابی های گازی بصورت کلی در دو دسته طبقه بندی می شوند:
1. سحابی پخشنده
2. سحابی سیاره نما
سحابی پخشنده نیز به سه دسته؛ گسیلشی، بازتابی و تاریک تقسیم می شود.
سحابی گسیلشی، ابری است از ماده که در آن ستارگانی بسیار درخشان و سوزان جای دارند، نور این ستارگان در طیف فرابنفش باعث برانگیختگی اتم های گاز شده و در نتیجه نور نسبتا فراوانی از سحابی گسیل می شود.
به عقیده دانشمندان سحابی های گسیلشی در واقع زایشگاه ستاره ای هستند. محلی که در حدود 100 هزار ستاره با اندازه ای برابر خورشید در آن متولد می شوند. گرانش بسیار زیاد، باعث می شود، ذرات گاز و غبار با هم برخورد کرده و جذب یکدیگر شوند، در طی میلیون ها سال با متراکم شدن این ذرات در دما و فشار بسیار زیاد، ستاره بوجود می آید و شروع به تابش می کند.
اگر ستارگانی که در درون و یا اطراف سحابی وجود دارند، از نوع سرد باشند (نسبت به ستارگانی که در سحابی های گسیلشی جای دارند) به دلیل تابش ضعیف نور فرابنفش قادر به برانگیختن ذرات گاز نیستند، در نتیجه سحابی قادر به گسیل نور نخواهد بود، بلکه نور ستارگان اطراف را بازتابش می کند. به اینگونه از سحابی ها، سحابی بازتابی می گویند، طیف نوری که از این سحابی ها بازتاب می شود، با طیف نور ستارگان یکسان است.
دسته سوم، سحابی های تاریک هستند. در اطراف این نوع سحابی ها که از ابرهای تیره تشکیل شده اند، ستاره ای وجود ندارد، در نتیجه نه تنها هیچ نوری گسیل و یا بازتاب نمی کنند بلکه نور ستارگانی که در پشت آن ها واقع شده اند را جذب نموده و مانع از رسیدن آن به زمین می شوند.
سحابی های سیاره ای از بقایای انفجار غول های سرخ و یا پس مانده ابرنواخترها بوجود می آیند، ذرات باقی مانده لایه هایی را بوجود می آورند. این لایه ها به نوبه خود از پوسته ای نازک و نا منظم گازی منبسط، تشکیل شده اند. سحابی های سیاره ای هنگامی که توسط تلسکوپ های کوچک مشاهده می شوند، مانند سیاره دیده می شوند.

دسته بندی سحابی ها:
– سحابی گسترده، که در اثر نور ستارگان نزدیک به آن می درخشد.
– سحابی گسیلشی یا نشری، که دارای خطوط گسیلشی هستند که از خود آن ها تابیده می شود. دو گونه اصلی از این سحابی ها منطقه اچ2 (H II) و سحابی های سیاره ای هستند.
– سحابی بازتابی، که نورشان از بازتابش نور ستارگان نزدیک پدید آمده است. برای نمونه سحابی شدگی، ان جی سی 1435 (NGC 1435) که در پیرامون خوشه پروین جای گرفته است.
– سحابی سیاره ای، پوسته های فشرده گاز هستند که در پیرامون یک ستاره مرده قرار گرفته اند.
– سحابی تاریک بی نور و درخشش است. این سحابی ها زمانی آشکار می شوند که جلوی دیگر ستارگان یا سحابی ها را بگیرند. نمونه های معروف؛ سحابی سر اسب، در صورت فلکی شکارچی و سحابی کیسه ذغال، در صورت فلکی صلیب جنوبی.

چند نوع از سحابی ها:

سحابی تاریک
ابری از گرد و غبار و گاز است که نور میدان های ستاره ها یا سحابی های تابان پشت سرش را که از این ابر می گذرند، جذب می کند.
سحابی های تاریک، که به سحابی های جذبی هم شهرت دارند، هیچ تشعشعی از خود ندارند، ولی ممکن است بتوانند نورهای جذب شده را به شکل امواج رادیویی یا انرژی مادون قرمز بازتاب نمایند.
اگه یه سحابی به اندازه کافی جرم داشته باشد، در یک نقطه بخصوص از زمان موادش به هم فشرده می شود و تبدیل به ستاره می شود.

امواج انفجاری
موج های ضربه ای حاصل از انفجار خشونت بار ابرنواختر، باسرعت بسیار زیاد در محیط میان ستاره ای سیر می کنند این موج های ضربه ای، مواد میان ستاره ای را آشفته می کنن و شاید فرآیند فرو ریزش گرانشی را که از آخر! باعث تشکیل ستاره ها در ابرهای میان ستاره ای می شود، شروع کنند.

سحابی تابان
این سحابی به 2 صورت وجود دارد: نشری و بازتابی، که هر دو مربوط به تولد ستاره می شوند گازهای سحابی

نشری، اکثرا در بخش قرمز یا سبز طیف می ابند، چون با حرارت ستاره های جوان گرم شدند. غبار سحابی، نور ستاره های جوان داخل و اطراف سحابی بازتابی را پراکنده می کنند. دو نوع سحابی تابان دیگر هم وجود دارد: بقایای ابر نواختری و سحابی سیاره ای. این دو تا از مواد دفع شده ستاره های در حال مرگ تشکیل شدن.

سحابی جبار
این تلسکوپ همیشه بهترین عکس ها را با جزئیات باور نکردنی برای دانشمندان گرفته است. یکی از این تصاویر، عکسی است که به تازگی این تلسکوپ از سحابی جبار گرفته و از سوی ناسا منتشر شده است.
این آشفتگی که درون آسمان حتی با چشم غیرمسلح پیداست، یکی از بهترین موضوعات نجوم برای بررسی ساختار ستارگان بوده و آسان ترین جرمی است که با کمی صبر و حوصله می توان از آن عکس زیبایی تهیه کرد.
در تصویر جدید این سحابی مانند پرده ای زیبا ستارگان درون خود را برای ما آشکار می کند. از متراکم ترین ستون های گاز دارای پیچ و خم گرفته تا گرد و غبارهایی رقیق و ستاره های سنگین و جوان که با شکل خود باعث شکل این چنینی سحابی شده و با نیروی زیادی پرتو های فرابنفش را ساطع می کند.
تصویر جدید، مقیاس بزرگتری از سحابی و جزئیات بی نظیری از سحابی را به نمایش گذاشته است. رابرت ادل که در دانشگاه نشویل تدریس می کند، در این باره می گوید: «تنها با تلسکوپ فضایی هابل، می توانیم چنین تصاویری را تهیه و درک خود را از جهان متحول سازیم».
در این تصویر موزائیکی، یک میلیارد پیکسلی از تمام اجزاء هابل مانند دوربین پیشرفته هابل (ACS) و دوربین سیاره ای و 2دوربین نزدیک کننده در امواج فروسرخ و طیف سنج قوی در یک زمان برای تصویر برداری استفاده شده است. در این کاوش از دوربین پیشرفته هابل برای آشکار سازی 3000 ستاره استفاده شده که برخی از آن ها در نور مرئی دیده نمی شدند درخشندگی شان یک صدم ستاره هایی بود که در تصاویر قبلی دیده شده بودند.
از دیگر کشفیات می توان به کشف کوتوله های قهوه ای در این سحابی نام برد. جالب تر آن است که بدانید حتی کوتوله های قهوه ای دو تایی در نور مرئی هم در این تصویر دیده شده اند که در دام گرانش هم گیر افتاده و به دور هم در حال چرخش هستند. کوتوله های قهوه ای ستاره هایی بوده اند که مراحل تولد را گذرانده اند ولی توانایی انجام همجوشی هسته ای ( تبدیل هیدروژن به هلیوم و هلیوم به عناصر دیگر) را در هسته خود نداشته اند و به اصطلاح «ستاره های نارس» هم نامیده می شوند.
این مرحله را خورشید ما چند میلیارد سال گذشته با همجوشی هسته ای انجام داده و پشت سرگذرانده است. با این اکتشافات، دانشمندان یافتند که با محیط متراکمی روبرو هستند که اطلاعات زیادی را می توانند از آن به دست آورند.
ماسیمو روبرتو از مؤسسه علمی تلسکوپ فضایی که رهبری گروه مشاهده کننده این سحابی را بر عهده داشته است در این باره می گوید: «ما با استفاده از تمام ابزارهای هابل در یک زمان، توانستیم ستاره هایی را در تمام اندازه ها در این محیط چگال ببینیم. این سحابی برای ما حکم آزمایشگاه کاملی، مملو از ستاره های گوناگون را دارد که ما می توانیم اطلاعات زیادی را در مورد شکل گیری ستارگان از آن به دست آوریم. این فرصت فوق العاده مهمی است تا بتوانیم شکل گیری ستاره ها را مشاهده کنیم.
ما با مشاهده طرز تولد چند ستاره روند کلی تشکیل ستاره ها را در این سحابی یافتیم. این سحابی زایشگاه ستارگان درون خود است و مانند تونلی است که اگر به درون آن سفر کنیم در انتهای آن ستارگان جوان و بزرگی با جرم بسیار را پیش روی خود می بینیم. گازها و گرد و غبار که مانند دود سیگار می مانند شکل زیبایی را به این سحابی بخشیده اند. به هر کدام از این ستاره ها که بپردازیم هرکس داستان و تاریخچه خود را برای ما روایت می کند. داستانی که به نحوه شکل گیری و نحوه زندگی خود می پردازد.»
برای عکسبرداری از این سحابی بیشتر کار بر عهده دوربین پیشرفته هابل (ACS) بوده است. دوربینی که می تواند قطر ظاهری ماه کامل را در یک میدان دید نشان دهد. سحابی جبار۱۵۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد. یافته های جدید از تصویر هابل روز چهارشنبه 21/10/1384 مصادف با 11 ژانویه در 207 امین جلسه انجمن نجوم امریکا در واشنگتن بررسی شد.

سحابی خرچنگ
دید کلی: تصاویر جدید تلسکوپ فضایی هابل از این ابر نواختر آثار بی نظمی ناحیه ای از رشته ها و فوران های گازی را آشکار می کند. شش هزار سال نوری دورتر از ما در صورت فلکی ثور جرم بی نظیری به نام سحابی خرچنگ دیده می شود، تکه های به جا مانده از ستاره ای که در سال 1054 میلادی تبدیل به یک ابر نواختر شده است. سحابی خرچنگ عاملی کند کننده برای ذرات پر انرژی است و در مرکز آن تپ اختر بسیار چگالی قرار دارد که به سرعت درون یک ستاره منفجر شده می چرخد.

درون سحابی خرچنگ
یکی از بهترین موضوعات مورد مطالعه ستاره شناسان بررسی و مشاهده آثار این ابر نواختر می باشد. جف هستر و پال سکامن از دانشگاه ایالت آریزونا در تمپه تصاویر جدید تلسکوپ فضایی هابل را در این مورد بکار می برند. این تصاویر که با دوربین شماره 2 سیاره ای (میدان دید باز) تهیه شده اند جزئیات غیر قابل انتظاری از سحابی خرچنگ را نشان می دهند. تصاویر نشان می دهند در ستاره ای که منفجر می شود، مواد اعم از گاز و یا مواد به جا مانده از انفجار با سرعت خیلی زیاد، در حدود هزار کیلومتر در ثانیه به اطراف پرتاب می شوند.

به نظر می رسد رشته های سحابی خرچنگ، جز چند تغییر جزئی در طول از نظر ترکیب و رنگ چندان فرقی با نظریه های قبلی نداشته باشد. رشته ها با گره های داغ و گازهای گرم و سرد ترکیب می شوند. در این طرحواره، رنگ قرمز نشان دهنده گسیل اتمهای اکسیژن در گاز سرد و رنگ سبز نماینده اتمهای اکسیژن در گاز داغ و آبی نشان دهنده گسیل اتمهای سولفور در گاز گرم است. رصدهای روی سطح زمین توان تفکیک را پایین می آورد و ساختار معمولی از خرچنگ ارائه می دهد.
عکسی که مشاهده می کنید بزرگترین عکسی است که تا به حال توسط دوربین wfpc2 هابل گرفته شده است. سحابی خرچنگ تقریباً در بین تمامی اجرام رصد شده بیشترین پیچیدگی از نظر ساختار را داراست و یکی از دینامیکی ترین اجرام است. این عکس جدید سحابی خرچنگ از گرد آوری و مونتاژ 24 عکس تکی توسط هابل گرفته شده و بالاترین تفکیک و کیفیت را در بین تمامی عکسهای گرفته شده از خرچنگ داراست.
وانگهی هستر و سکامن در سحابی خرچنگ گرد و غباری بیش از حد انتظارشان مشاهده کردند. در صورتی که نظریه قبلی ستاره شناسان این بود که در سحابی، گرد و غبار تحت شرایطی در نواحی گازهای مولکولی خیلی سرد قرار می گیرد و این آسانترین راه نشانه گذاری برای جستجوی مناطق تاریکی است که در مقابل یک زمینه روشن قرار دارند.
از همه مهمتر اینکه این دو محقق چگونگی برهمکنش رشته ها با سحابی سنکروترونی خرچنگ را کشف کردند. (بر همکنش میدان های مغناطیسی و ذرات پر انرژی). داده های هابل نشان می دهد که فشار سحابی سنکروترونی بیشتر به ساختار رشته های سحابی خرچنگ وارد می شود، در یک بطری است. وقتی بطری را ایستاده نگه داریم، سرکه که سنگینتر از روغن است، در ته بطری قرار می گیرد و رغن روی آن می ایستد. اگر بطری را بچرخانیم حباب های روغن ازته ظرف وارد سرکه چگالتر می شوند. در مورد سحابی خرچنگ، «نور» سحابی سنکروترونی انبوه مواد باقی مانده سنگین و چگال به طرف گاز سرد هل می دهد.
چگونگی ارتباط با محیط اطراف
هستر و سکامن می کوشند تا توضیحی برای این موضوع بیابند که چگونه یک تپ اختر با محیط اطرافش برهمکنش دارد. تصاویر برای اولین بار نشان دادند گره کوچک درخشانی فقط به اندازه 1500 واحد نجومی، از تپ اختر گسیل شده است (یک واحد نجومی فاصله متوسط زمین از خورشید است). گره و تپ اختر هر دو با انرژی یکسان پرتو ایکس فوران می کنند و به نظر می رسد در طول مدار چرخشی تپ اختر قرار دارند. هستر و سکامن معتقدند که گره ممکن است یک «شوک» در فوران (مواد یا گاز) باشد.
از اکتشافات مهم دیگر این محققان این است که هاله ای در فاصله ده هزار واحد نجومی بالای قطب مخالف تپ اختر در حدود 20 درجه ای از خط دید ما گسیل می یابد. فوران پرتو ایکس بطور مستقیم از میان مرکز هاله پخش می شود. این چرخه ممکن است با مرزی مابین نواحی اثر قطبهای تپ اختر و بادهای استوایی مشخص شود. اما علت بالا آمدن هاله و وجود گره بر فراز قطب، مبهم است.

سحابی هلیکس
این تصویر توسط تلسکوب فضایی ناسا گرفته شده است که یک تصویر عالی از شبکه رشته مانندی است که درون محیطی قرمز گون قرار دارد ودارای حلقه ای ابی رنگ است.که رنگ قرمز نشان دهنده گاز نیتروژن و رنگ آبی نشان دهنده رنگ اکسیژن است.
قبلا وقتی ستا ره شناسان توسط تلسکوپ های نصب شده بر روی زمین این سحابی را رصد می کردند ان را حبابی شکل می دیدند ولی با ارسال یک چنین تصویر واضحی معلو م شد هلیکس استوانه ای شکل است و دارای لبه های تیز می باشد ومانند چشمی زیباست که به زمین با خشم می نگرد.

سحابی مرداب و سه تکه
مکان صورت فلکی قوس در آسمان، جایگاه اجرام غیر ستاره ای، سحابی ها، خوشه ها و دسته ی بزرگی از اجزای سازنده ی کهشکانمان است. تراکم این اجرام شگفت انگیز و زیبا در منطقه ی قوس بیشتر است؛ چراکه مرکز کهکشان ما (راه شیری) در این منطثه واقع شده.
در اکثر شب های رصدی تابستان، قوس یکی از مناطقی است که توریست های آسمان بسیار به آن علاقه دارند (بله، آسمان هم توریست دارد! هر کسی که با چشم، یک دوربین ساده و یا با تلسکوپ به آسمان می نگرد یک توریست است) قوس این روز ها در کشورمان نزدیکی های ساعت 7 به طور کامل طلوع می کند، البته در این موقع از سال خورشید ساعت 7 بعد از ظهر معمولا در آسمان است و به سبب نور شدید آن نمی توان سایر ستارگان را دید. ولی به محض غروب خورشید و با تاریک شدن هوا می توانید از این نقشه برای پیدا کردن قوس استفاده کنید.
اگر تلسکوپ یا دوربین دوچشمی خود را به سمت صورت فلکی قوس برگردانید با انبوهی از اشکال مختلف روبرو می شوید. M8 و M20 دو تا از این اشکال هستند. M8 یک سحابی پراکنده است که محل تولد ستارگانی مانند خورشید خودمان است. به M8، سحابی مرداب هم می گویند؛ و M20 که بسیار معروف است، بخاطر شکل زیبایش به سحابی سه تکه مشهور شده. در تصویر M8 در مرکز عکس و سحابی سه نکه در قسمت بالا سمت راست قرار گرفته. به شکل آن دقت کنید. ببینید که چگونه سه پاره شده. و البته فراموش نکنیم، NGC 6559 هم در سمت چپ سحابی مرداب واقع شده.
M8 و M20 را شارل مسیه در قرن هجدهم دسته بندی کرد و آنها را در کاتالوگ مشهور خود که به فهرست مسیه معروف شد، قرار داد. هدف او از تهییه ی فهرستش این بود که در آن زمان افراد زیادی برای جاودانه کردن نام خود و معروف شدن رو به پیدا کردن دنباله دارها آورده بودند و هراز گاهی به اشتباه یکی از این اجرام را به عنوان دنباله دار اعلام می کردند. مسیه این فهرست را تهییه کرد و نزدیک 100 جرم در آن قرار داد که اغلب با دنباله دارها اشتباه گرفته می شدند تا این اشتباهات کمتر شود.
به عکس خودمان برگردیم؛ فاصله هر سه سحابی از ما چیزی حدود 5000 سال نوری است. ابعاد M8 در حال زیاد شدن است و تزدیک به صد سال نوری عرض دارد.
سحابی سه تکه بسیار واضح و خوب در این تصویر ثبت شده. تصاویری مثل این یکی معمولا از کار مشترک چند مرکز با هم بدست می آیند. این عکس هم از همکاری مشترک دو دوربین و دو تلسکوپ بدست آمده که از هم دو هزار کیلو متر فاصله داشتند. تصویر زمینه که نصویر آسمان تاریک با ستارگان فراوان است در آریزونا تهییه شده و تصویر M20 و M8 را در پنسیلوانیای امریکا گرفته اند. در نهایت عکس ها باهم ترکیب شده اند تا این منظره ی زیبا خلق شود. رنگ قرمز در این عکس نشان دهنده ی گاز هیدروژن هستند و بخش های آبی که بیشتر در سحابی سه تکه دیده می شوند، نشان دهنده ی غبار میان ستاره ایست که نور ستارگان دیگر را بازتاب می دهند.

سحابی چشم گربه
سحابی چشم گربه (NGC6543) یکی از زیباترین سحابی های سیاره نما در آسمان شب است. در مرکز بخش اصلی سحابی به روشنی ثبت شده است. همچنین گازهای اطراف آن با نوردهی های بلند و کوتاه مدت و ترکیب آنها قبل رویت شده اند. سحابی های سیاره نما آخرین فاز عمر یک ستاره مانند خوشید ما هستند. فاصله این سحابی از ما 3000 سال نوری است. تشکیل گازهای شبح گونه در اطراف این سحابی به علت آن است که ستاره مادر در پایان عمر خود گازهای اطراف خود را از دست می دهد که آنها به اطراف پخش می شوند و در نهایت ستاره مادر به صورت کوتوله ای سفید باقی می ماند. این فرآیند حدود 10000 سال به طول می انجامد و اخترشناسان تخمین می زنند که تشکیل چنین حلقه ای رشته ای و شبح گون در اطراف٬ حدود 50 تا 90 هزار سال طول خواهد کشید. همچنین در سمت راست این سحابی می توانید کهکشانی مارپیچی با نام NGC6552 را مشاهده کنید که 50 میلیون سال نوری آن سو تر از سحابی چشم گربه قرار دارد.

شلیاق در یک نگاه
صورت فلکی شلیاق مساحت نسبتا کمی ازآسمان را به خود اختصاص داده است. با این حال برای منجمان آماتور از بخش های جذاب آسمان محسوب می شود.
بخشی از مساحت صورت فلکی شلیاق در مسیر راه شیری قرار دارد و این امر باعث شده است که این صورت فلکی نسبت به مساحت اندک خود غنی از ستاره باشد.
ستاره نسر واقع یا آلفا شلیاق (Lyr.α) پنجمین ستاره پر نور آسمان و از بارزترین ستارگان محدوده صورت فلکی شلیاق است. این ستاره بهمراه ذنب یا آلفا دجاجه (Cyg.α) از دجاجه و نسر طایر یا آلفا عقاب (Aql.α) از عقاب مثلث معروف تابستانی را تشکیل می دهند.
از دیگر مشخصات صورت فلکی شلیاق شکل متوازی الاضلاعی است که توسط ستارگان بتا (β)، گاما (γ)، دلتا (δ) و زتا (ζ) در آسمان به وجود آمده است.
وجود این متوازی الاضلاع (که در هر گوشه اش یکی از ستارگان اصلی صورت فلکی قرار دارد) در جنوب غرب نسر واقع می تواند یکی از نشانه های مؤثر برای یافتن شلیاق در آسمان باشد.
وجود ستاره بتا شلیاق (Lyr.β) که یک دوگانه گرفتی است و قدر آن از 4.3 تا 3.4 تغییر می کند یکی دیگر از جلوه های رصدی این صورت فلکی است.
علاوه بر این در نزدیکی ستاره β ستاره دیگری از قدر 7 وجود دارد که تفاوت رنگ این دو می تواند انگیزه ای برای رصد باشد.
از دیگر جلوه های جذاب صورت فلکی شلیاق ستاره مشهور اپسیلون شلیاق (Lyr.ε) است. این ستاره از دو گانه های معروف آسمان است که هر یک از اجزای آن یعنی ε1 وε2 به تنهایی یک دوگانه محسوب می شوند. در نهایت با بزرگ نمایی های مطلوب می توان این چهار ستاره را در یک میدان دید رصد نمود.
علاوه بر موارد ذکر شده ستاره های دلتا شلیاق (Lyr.δ) و زتا شلیاق (Lyr.ζ) نیز دوگانه هایی قابل تأمل هستند.
شاید مهمترین جرم صورت فلکی شلیاق از دید رصد گران آماتور سحابی حلقه (Ring Nebula) باشد که در فهرست مسیه با نام 57M شناخته می شود. این جرم غیر ستاره ای در زمره مشهورترین سحابی های سیاره نمای آسمان است.
نحوه شناسایی شلیاق در آسمان
شلیاق از صور فلکی تابستانی است. برای یافتن این صورت فلکی که در محدوده ای پر ستاره از آسمان قرار گرفته، بهترین راهنما درخشندگی بالای نسر واقع است.
در ساعات اولیه از یک شب تابستانی، نسر واقع در حوالی سرسو قرار دارد. برای حصول اطمینان از یافتن نسر واقع تنها به درخشندگی آن اکتفا نخواهیم کرد. در صورتی که بتوان در نزدیکی ستاره ای پرفروغ درمحدوده سرسو متوازی الاضلاعی با چهار ستاره کم سو در گوشه ها پیدا کرد می توان از شناسایی شلیاق در آسمان اطمینان یافت.
پس از یافتن نسر واقع و متوازی الاضلاعی در نزدیکی آن مهمترین بخش های صورت فلکی شلیاق شناسایی شده است. این دو بخش از شلیاق برای شناخت هدف های بعدی در این صورت فلکی کافی خواهند بود.
اجرام غیر ستاره ای در محدوده شلیاق
Ring Nebula 57M: سحابی حلقوی از قدر نهم یکی از نمونه های منحصر به فرد سحابی سیاره نما در آسمان نیمکره شمالی است. قدرت تفکیک تلسکوپهای بزرگ شکل حلقوی این سحابی را آشکار کرده است ولی نمای سحابی حلقوی در تلسکوپ های کوچک آماتوری چیزی غیر از لکه ای کوچک و مه آلود نیست.
57M در شلیاق اولین سحابی سیاره ای کشف شده پس از سحابی دمبل (Dumbbell Nebula) در روباهک است.این دو سحابی به فاصله 15سال از هم کشف شدند و هر دو مبین چگونگی مرگ یک ستاره در ابعاد خورشید هستند.
طبق شواهد تاریخی Antoine Darquier اولین کسی بود که در زمستان 1779 سحابی حلقوی را رصد کرد و متوجه تفاوت آن با ستارگان اطرافش شد. براساس نوشته هایی که از او باقی مانده است، سحابی حلقوی شبیه به هیچ یک از سحابی های شناخته شده در زمان او نبوده است. او سحابی حلقوی را در ابعاد مشتری و البته کم فروغ تر از آن توصیف کرده و به این نکته اشاره کرده است که سحابی در بخش مرکزی نسبت به باقی مناطق کم نورتر می باشد.
درست چند روز پس از کشفAntoine Darquier،Charles Messier توانست مستقل از او سحابی حلقوی را رصد کرده و در فهرست خود با نام 57M ثبت کند. او در نوشته های خود به این مطلب اشاره کرده است که 57M باید اجتماعی از ستارگان بسیار کم نور و کوچک باشد که با بهترین تلسکوپها هم قابل تفکیک نیست!
همانطور که گفته شد سحابی حلقوی از پشت یک تلسکوپ آماتوری نمایی همچون سیاره ای کم فروغ دارد. همین دلیل کافی بود تا William Herschel (که به تازگی به کشف اورانوس نائل شده بود و بیش از هر کسی با نمای سیارات از پشت تلسکوپهای آن زمان آشنایی داشت) نام سحابی سیاره نما (Planetary Nebula) را برای این سحابی انتخاب کند. شاید خود او هم فکر نمی کرد که این نام پس از مدتی برای تمام اجرام هم رده سحابی حلقوی استفاده شود.
سحابی حلقوی زاده مرگ ستاره ای در فاصله 2300 سال نوری است. بخش مرکزی سحابی فقط در ناحیه فرا بنفش تابش می کند و به همین دلیل در نور مریی تاریک به نظر می رسد. بخش داخلی حلقه متمایل به سبز است که دلیل آن تابش های اکسیژن و نیتروژن یونیزه است. رنگ غالب در بخش خارجی حلقه، قرمز است که به خاطر وجود هیدروژن در آن ناحیه است.
در مرکز سحابی حلقوی ستاره ای از قدر 15 وجود دارد که باقی مانده ای از لایه های مرکزی یک غول سرخ است. این ستاره در واقع یک کوتوله سفید است که ابعادی در حدود سیارات دارد.
در پایان مرحله غول سرخ ستاره، لایه های خارجی خود را در فضا رها کرده است. این لایه ها در نهایت تشکیل دهنده سحابی سیاره نما بوده اند. بخش های مرکزی غول سرخ متراکم شده و به کوتوله سفید تبدیل شده است.

منابع:
seds.org
wokipedia.org
aftab.ir
daneshnameh.roshd.ir
sahabiha.blogfa.com

لینک کوتاه مطلب

http://ketabfarsi.ir/?p=504
  • thanx alot

  • خیلی جالب بود و استفاده کردیم
    ممنون دوست خوب من